جونگ هیون به عنوان راننده در خدمات ماساژ خانگی تایلندی کار میکند و در سطح شهر میچرخد تا ماساژ تایلندی را به افراد تنها ارائه دهد. یک روز، وقتی که جونگ هیون برای برداشتن یک خانم جدید به فرودگاه میرود، به طور تصادفی دوست قدیمی تایلندیاش، آزو، را میبیند. پس از این برخورد تصادفی در فرودگاه، جونگ هیون و آزو با کمک یک ماساژور دیگر به نام میلکی دوباره به هم میرسند. آن دو، بدون اینکه کلمهای با هم صحبت کنند، دو ساعت پس از رفتن همه، کنار هم هستند. جونگ هیون خاطراتش با آزو را به یاد میآورد و شروع به رویای رفتن دوباره به تایلند با او میکند، اما آزو برای کسب درآمد به کره آمده و خطی میانشان میکشد. یک روز، اختلاف بین این دو به حدی میرسد که شروع به تمایل به یکدیگر میکنند، و روزی آزو توسط یک مشتری منحرف ماساژ مورد حمله قرار میگیرد و جونگ هیون با عجله برای نجات او میرود.





































